Tag Archive: ایران


بر پایه اعلام سازمان بهداشت جهانی

مازیار مهدوی فر – رادیو زمانه

بر اساس آخرین آمارهایی که توسط سازمان بهداشت جهانی ارائه شده، بیماری‌های ایسکمیک قلب در صدر علل مرگ و میر انسان‌ها در سرتاسر دنیا قرار دارند. پس از آن نیز سکته مغزی، عفونت‌های دستگاه تنفسی تحتانی، بیماری‌های انسدادی مزمن ریه، اسهال و ایدز رده‌های دوم تا ششم را به خود اختصاص داده‌اند.

 بر اساس اطلاعات موجود، بیماری سل اگرچه خوشبختانه از ردیف ده عامل اصلی مرگ انسان‌ها خارج شده است، اما با آمار حدود یک میلیون مرگ در سال ٢٠١١ به عنوان یکی از ١۵عامل اصلی مرگ، همچنان زندگی انسان‌ها را روی کره زمین تهدید می‌کند. به خواندن ادامه دهید

Advertisements

این مطلب در وبسایت رادیو زمانه نشر یافته است.

خودکشی و عوامل خطرساز آن

برخلاف بسیاری از مشکلات پزشکی، برنامه‌ها و امکانات لازم برای کاهش خودکشی در اختیار بشر قرار دارد. با این حال برای اجرایی شدن این برنامه‌ها نیاز شدیدی به مداخله جامعه انسانی و به صورت ویژه حمایت دولت‌ها از این برنامه‌ها هست.

 بیشتر افرادی که درگیر با پدیده خودکشی هستند، دارای درآمد و سطح فرهنگی پایین هستند که متأسفانه امکان دسترسی به خدمات بهداشت روانی را نیز ندارند. طی ۵۰ سال گذشته آمار خودکشی در دنیا افزایش چشمگیر ۶۰ درصدی داشته است. تا جایی که ضرورت توجه ویژه به آن باعث شده سازمان بهداشت جهانی یک روز ویژه یعنی دهم سپتامبر را به عنوان روز جهانی پیشگیری و مبارزه با خودکشی در دنیا معرفی کند و برای آن برنامه‌های ویژه‌ای در نظر بگیرد. به خواندن ادامه دهید

مازیار مهدوی فر – ششم فوریه هر سال با نام «روز جهانی پایان دادن به ناقص‌سازی جنسی زنان» معرفی شده‌است. این عنوان برای اولین بار توسط «استلا اوباسانجو» بانوی اول کشور نیجریه در سال ۲۰۰۳ برای این روز پیشنهاد شده و پس از آن توسط سازمان ملل به عنوان یک روز جهانی پذیرفته‌شد.

«ناقص‌سازی» یا «بریدن اندام جنسی زنان» به معنای هرگونه بریدن، آسیب رساندن و یا صدمه زدن به اندام خارجی جنسی زنان است که بدون هرگونه علت یا انگیزه پزشکی صورت گرفته‌باشد. تا اوایل دهه هشتاد میلادی از اصطلاح «ختنه» برای این کار استفاده می‌شد که از بار معنایی کافی برای این عمل وحشت‌ناک برخوردار نبود. به همین دلیل اصطلاحات مختلفی توسط فعالان حقوق بشر و زنان برای جای‌گزینی پیشنهاد شد تا در نهایت بر روی اصطلاح  «ناقص سازی جنسی زنان» یا «Female Genital Mutilation»  توافق حاصل‌شد.

آمار و پراکندگی

 تا کنون حدود صدوچهل میلیون نفر در سرتاسر دنیا قربانی ناقص‌سازی جنسی زنان شده‌اند و سالانه حدود دو میلیون نفر در معرض قربانی شدن قرار دارند. اغلب قربانیان در بیست‌و‌هشت کشور آفریقایی زندگی می‌کنند. کشورهایی مانند مصر، سومالی و سودان بالاترین آمار را دارند. درصد زنانی که در این کشورها قربانی ناقص‌سازی شده‌اند بالای نود درصد و در بسیاری مناطق حدود صد در صد کل جمیعت زنان است. پس از آفریقا منطقه خاورمیانه آمار بالایی دارد. کشورهایی مانند عراق (به خصوص در منطقه کردستان)، یمن، بحرین و پس از آن‌ها امارات، دارای آمار نگران‌کننده‌ای هستند. در ایران هم این مساله در بخش‌های جنوب و غرب، در استان‌های بوشهر، خوزستان و کردستان تا حدی رواج دارد. جدا از آفریقا و خاورمیانه، در سال‌های اخیر به علت پدیده جهانی‌شدن و افزایش مهاجرت از این مناطق به کشورهای دیگر، هم‌اکنون در کشورهای پیشرفته هم تا حدی با این معضل روبرو هستیم. به خواندن ادامه دهید

   این مقاله در وبسایت رادیو کوچه نشر یافته است.

حول وحوش سال هفتادوهشت بود و ما تازه بخش‌های تئوری دانشکده‌مان را تمام کرده بودیم و به عنوان دانش‌جوی پزشکی وارد بیمارستان شده بودیم. ما را به گروه‌های ده نفره تقسیم کردند و هر چند گروه را فرستادند یک بیمارستان. بعضی‌ها را فرستادند بیمارستان هزار تختخوابی، بعضی‌ها فارابی، بعضی‌ها رازی و ما هم به همراه چند تا گروه دیگر که قرار بود بخش داخلی را بگذرانیم، قسمتمان شد بیمارستان شریعتی. از آن‌جایی که این بیمارستان بخش‌های مختلفی داشت، هر کدام از گروه‌ها فقط می‌توانست سه یا چهار تا از بخش‌های تخصصی داخلی را انتخاب کند و بگذراند. طبق معمولِ همه‌ی بخش‌ها و دوره‌های قبلی، برای این‌که بدانیم کدام بخش بیش‌تر به دردمان می‌خورَد و البته مهم‌تر از همه این‌که کدام بخش را می‌توانیم راحت‌تر و با دردسر کم‌تری طی کنیم رفتیم سراغ بچه‌های قدیمی و از آن‌ها مشورت گرفتیم.

– کدام بخش حضور و غیاب ندارد؟

– کدام بخش امتحانش آسان‌تر است؟

– کدام بخش معرفی صبح‌گاهی مریض ندارد؟

– کجا استادش کمتر گیر است؟ و به قول خودمان کدام بخش‌ها خوش‌خیم‌ترند؟

پاسخ‌ها کم و بیش با هم تفاوت‌هایی داشتند. اما همه‌ی قدیمی‌ها روی یک چیز بسیار مهم اتفاق نظر داشتند و آن این بود که حتا اگر یک ترم عقب بیفتی باید کاری کنی که سر و کارت به بخش خون نیفتد. می‌گفتند رییس بخش، آقای دکتری هست به شدت عصبی و مقرراتی که تا حالا سابقه نداشته کسی بتواند با یک بار برداشتن واحد درسی با او سالم از بخش بیرون بیاید. مردی بزرگ جثه با سرِ طاس که صدایش لرزه بر اندام هر جنبنده‌ای می اندازد. می‌گفتند اساسن قانون بخشِ خونِ بیمارستان شریعتی اینست که نمی‌شود طی پانزده روز، چیزی راجع به خون یاد گرفت، به همین دلیل هر دانش‌جویی باید حداقل دوسه باری تجدید دوره شود تا حداقل یک چیزهایی یاد بگیرد. با چند تا از بچه‌هایی هم که این بخش را گذرانده بودند هم‌کلام شدیم و از آن هم‌کلامی چیزهای جدیدتری نصیبمان شد. مثلن این‌که ممکن است شانس بیاوری و دوره پانزده روزه‌ای که سر و کارت به بخش خون می‌افتد، رییس بخش که اسمش هم دکتر قوام‌زاده بود ایران نباشد. می‌گفتند دکتر، نصف سال ایران است و نصف دیگرش آن‌ور آب.

خلاصه این شد که تصمیم گرفتیم به هر قیمتی شده حتا اگر شده پولی خرج کنیم، یک کاری کنیم که سر و کارمان به این بخش جهنمی نیفتد. آخر آن موقع‌ها رسم بود بین دانشجوها که با رد و بدل کردن مقادیری پول، بخش‌ها را بین خودشان جابجا می‌کردند.

 سرانجام روز انتخاب بخش‌ها فرا رسید و از آن‌جایی که هیچ‌کس دوست نداشت با دکتر قوام‌زاده هم‌بخش شود کار به قرعه کشید. نتیجه قرعه‌کشی هم قبل پیش‌بینی است. ما یک‌راست افتادیم توی بخش خون و سرطان! به خواندن ادامه دهید

این مقاله در گویای من و رهانا نشر یافته است.

نویسنده: مازیار مهدوی فر

شرایط قضاوت در ایران و نقش تعیین کننده قاضی در آن بر کسی پوشیده نیست. تقریبا تمامی قضات در ایران مرد هستند و این موضوع ، مسا یل زنان و حقوق آنان را با مشکلات بیشتری روبرو می‌کند. اما بحث کلیدی در مورد قضات در ایران، اصطلاحی است با عنوان «علم قاضی». این اصطلاح که به کرات و در پرونده‌های مختلف از هر گونه ای با آن رو به رو هستیم، در موضوع مرتبط با بحث ما، نمودهای بسیار پررنگی پیدا می‌کند که در ادامه  به آن‌ها خواهم پرداخت.

وضعیت موجود در رابطه با طلاق:

کافی است نگاهی به موادی از قوانین بیاندازیم که نقش‌های اصلی و تعیین کننده در مساله طلاق ایفا می‌کنند.

این مواد قانونی عبارتند از:

ماده ۱۳۳۳-  طبق این ماده، طلاق حق مسلم  مرد است و برای تحقق آن تنها نیاز به دریافت گواهی عدم سازش از دادگاه دارد.

ماده ۱۱۲۹-  طبق این ماده در صورت خود داری شوهر از پرداخت نفقه و در صورت تنگنای زن و در صورتی که الزام زوج به پرداخت نفقه ممکن نباشد زن می‌تواند درخواست طلاق دهد.

ماده ۱۱۳۰(اصلاحی ۱۳۷۰)-  این قانون  مربوط به قضیه «عسر و حرج» می‌شود که در حقیقت می‌تواند بخش مهمی از بحث ما را تشکیل دهد. طبق این ماده قانونی در صورتی که دوام زوجیت موجب مشقت و ناراحتی شدید و غیر قابل تحمل برای زن باشد او می‌تواند تقاضای طلاق کند.

ماده ۱۱۱۹-  این ماده هم مربوط به شروط ضمن عقد و اجرای آن در هنگام طلاق است.

نقش تعیین کننده قضات:

با توجه به مواد قانونی ذکر شده می‌توان دریافت که قضات دادگاه‌ها، در بعضی از موارد مربوط به طلاق و حقوق مربوط به آن نقش مهمی دارند. از رخ دادن طلاق گرفته تا حقوقی که پس از آن باید به زن تعلق گیرد.

بررسی مواد قانونی و نقش قاضی در اجرای آن‌ها:

ماده ۱۱۳۳ یک قانون کاملا مرد سالار است که دیدگاه قضات در مورد حقوق زنان و تساوی آن با مردان چندان تاثیری در چگونگی جاری شدن این قانون ندارد. قانونگذار به صراحت اعلام کرده، طلاق حق طبیعی و ذاتی مرد است. اما طبق این قانون مرد باید دلایلی را برای طلاق به دادگاه ارایه دهد و بر اساس آن دلایل، گواهی عدم سازش از دادگاه دریافت نموده و طلاق را اجرایی کند. در حال حاضر این بخش یعنی ارایه دلایل موجه، به صورتی فرمالیته و تنها با تکیه بر اظهارات مرد مورد قبول واقع می‌شود. شاید بتوان گفت در یک شرایط آرمانی و در صورت انجام کار فرهنگی روی قضات که منجر به شناخت آن‌ها روی حقوق زن بر اساس اصل مساوات شود، قضات در این زمینه سخت گیری‌هایی انجام دهند. یعنی به همین سادگی اظهارات مرد را در مورد تقاضای طلاق نپذیرند.

در مورد ماده ۱۱۲۹ نقش قاضی و تصمیم او پررنگ تر از ماده قبل است. چون در آن بحث نفقه و پرداخت یا عدم پرداخت آن و در نتیجه قرار گرفتن زن در تنگنا مطرح می‌شود که همه این موارد به تشخیص قاضی بستگی دارد. در این مورد هم دیدگاه قاضی نسبت به زن و حقوق او و جایگاه وی در سلسله مراتب خانواده بسیار اهمیت دارد. ذهنیت کارگری یا کارمندی نسبت به زن در خانواده و در برابر مرد سبب می شود که از دیدگاه قاضی، نفقه معنای بسیار محدودتری پیدا کند. اما در صورت دیدگاه تساوی محور، مفهوم نفقه در دیدگاه قاضی مشمولیت عام‌تری پیدا می‌کند. در این صورت، زنان شانس بیشتری برای پذیرش ادعاشان در مورد حقوق از دست رفته‌شان خواهند داشت.

با این اوصاف در مورد این قانون هم دست قضات چندان باز نیست. اما تاکید می‌کنیم که دیدگاه قاضی در مورد زن و حقوقش در رای صادره توسط او بر اساس این ماده نقش خواهد داشت. به خواندن ادامه دهید

این مقاله در رادیو زمانه نشر یافته است.

مازیار مهدوی فر – در ابتدای قرن بیستم ده درصد مرگ و میر‌های دنیا به علت بیماری‌های قلبی رخ می‌داد، اما در پایان قرن یادشده این آمار به حدود ۲۵ درصد رسید. براساس پیش‌بینی‌های سازمان‌های جهانی بهداشت تا سال ۲۰۲۵، بیماری‌های قلبی، عامل تقریباً نیمی از مرگ و میرهای دنیا خواهد بود.

 در ایران نیز در حال حاضر شایع‌ترین علت مرگ و میر، بیماری‌های قلبی وعروقی است و سوانح و مصدومیت‌ها، سرطان‌ها و تومور‌ها، بیماری‌های تنفسی و عفونی و در نهایت بیماری‌های انگلی به ترتیب رتبه‌های بعدی را اشغال می‌کنند. در ایران، بیماری‌های قلبی‌- عروقی در حال حاضر شامل حدود ۴۰ درصد از علل مرگ و میر می‌شوند، در حالی‌که در کشورهای پیشرفته این درصد بسیار کمتر است. درباره دلایل بروز و زمینه‌ساز این بیماری‌ها، راه‌های پیشگیری و درمان و هم‌چنین وضعیت سیستم‌های اورژانسی بیمارستانی در ایران با دکتر شهریار کسمایی گفت‌وگویی کرده‌ام. از ایشان خواستم دلایل اصلی و زمینه‌ساز بروز بیماری‌های قلبی و عروقی را بیان کند.
شهریار کسمایی: دلایل زیادی برای ایجاد بیماری‌های قلبی- عروقی وجود دارد که از آن جمله می‌توان به عامل سن اشاره کرد. با افزایش سن و ایجاد تصلب شرایین، ریسک بیماری‌های قلبی- عروقی افزایش می‌یابد. سن بالای ۴۵ سال در مردان و سن بالای ۵۵ سال در خانم‌ها به عنوان یک فاکتور زمینه‌ساز بیماری‌های قلبی- عروقی محسوب می‌شود. سابقه خانوادگی بیماری‌های قلبی زودرس عامل دیگری است که می‌تواند زمینه‌ساز ایجاد بیماری‌های قلبی- عروقی شود. مصرف سیگار که امروزه رو به افزایش است یکی دیگر از عوامل بسیار مهم و زمینه‌ساز برای بیماری‌های قلبی- ‌عروقی است. سیگار از دو طریق، یعنی افزایش نیاز عضلات قلبی به اکسیژن و انقباض عروق باعث ایجاد بیماری‌های قلبی می‌شود. فشار خون یکی از عوامل مهمی است که باعث ایجاد این بیماری‌ها می‌شود. چربی و کلسترول بالای خون علت دیگری است که می‌توان به آن اشاره کرد.
آمار بروز بیماری‌های قلبی عروقی طی سال‌های اخیر در ایران افزایش چشمگیری داشته است.دلیل آن چیست؟
 
سن ابتلا به بیماری‌های قلبی- عروقی در کشورهای مختلف دنیا معمولاً در دهه ششم زندگی است، درحالی‌که این سن در ایران، در دهه پنجم است. یعنی اختلافی حدوداً ده ساله میان ایران و کشورهای دیگر وجود دارد. علت اصلی این اختلاف و پایین آمدن سن ابتلا به بیماری‌های قلبی در ایران تغییر شیوه زندگی مردم است. یکی از این تغییرات، رژیم‌های غذایی نامناسب است. امروزه مردم عادت به استفاده از غذاهای آماده و فوری کرده‌اند که اغلب این غذاها پرچرب، کالری‌زا و چاق‌کننده هستند. مردم به بی‌تحرکی و استفاده از وسایل نقلیه عادت کرده‌اند که همین سبب چاقی و افزایش فشار خون می‌شود که از عوامل مهم و زمینه‌ساز بیماری‌های قلبی‌- عروقی است. اضطراب زیاد و مصرف سیگار هم از دیگر عوامل نشان‌دهنده تغییر شیوه زندگی هستند که سبب‌ساز بروز بیماری‌های قلبی در جوامعی مانند ایران می‌شوند.
همچنین آلودگی هوا یکی دیگر از عوامل بروز بیماری‌های قلبی است که حاصل همین تغییرات در شیوه زندگی است. بیماری‌های قلبی در مناطق شهری بسیار بیشتر از مناطق روستایی است. یکی از علل مهم این امر همین آلودگی هوا است.
علی‌رغم آمارهای نگران‌کننده راجع به افزایش آمار بیماری‌های قلبی عروقی در اغلب کشورها و ازجمله ایران، آمارهای موجود در مورد کشورهای پیشرفته حاکی از موفقیت این کشورها در پیشگیری از بیماری‌های یادشده و کاهش درصد بروز آن‌هاست. چرا؟
 
در تمامی مطالعاتی که کاهش درصد بروز این بیماری‌ها را بررسی کرده است علت کاهش بیماری‌های قلبی- عروقی، تغییر شیوه زندگی مردم بوده است. با کاهش مصرف سیگار می‌توان ریسک بیماری‌های قلبی را کم کرد. استفاده از رژیم غذایی مناسب یکی دیگر از عواملی است که در کم کردن ریسک بروز بیماری‌های قلبی موثراست. رژیم غذایی مناسب، رژیمی است که کم‌چرب و کم‌نمک باشد و فیبر زیادی در آن موجود باشد. استفاده از میوه، سبزیجات و سالاد در رژیم غذایی بسیار کمک‌کننده است. کنترل بیماری‌های زمینه‌ای نیز در پیشگیری از بروز بیماری‌های قلبی موثر است. به افرادی که فشار خون و دیابت دارند توصیه می‌شود که بیماری خود را به صورت دوره‌ای و منظم کنترل کنند. ورزش منظم یکی دیگر از عوامل مهم در پیشگیری از بیماری‌های قلبی است. به خواندن ادامه دهید
این مقاله در رادیو زمانه نشر یافته است.

مازیار مهدوی فر – «خورشت جوجه با آلو» دومین فیلم مرجانه ساتراپی کارگردان ایرانی این روز‌ها در سینماهای فرانسه روی پرده است. پیش از این فیلم «پرسپولیس» از این کارگردانی ایرانی در کشورهای اروپایی با استقبال مخاطبان مواجه شده بود.

اکران عمومی»خورشت جوجه با آلو» در حالی آغاز شده که پیش از این حضوری موفق در چندین جشنواره بین‌المللی داشته، کاندیدای دریافت جایزه شیر طلایی ونیز شده و جایزه اول (مروارید سیاه) جشنواره فیلم ابوظبی را از آن خود کرده است. «خورشت جوجه با آلو»، همچون فیلم قبلی ساتراپی بر اساس رمانی تصویری، نوشته خود او ساخته شده. رمانی به همین نام که در سال ۲۰۰۴ به چاپ رسیده است.
گرچه ساتراپی در فیلم موفق «پرسپولیس» از روش انیمیشن و سیاه و سفید استفاده کرده بود، اما این‌بار، او و همکارش ونسان پارانود، فیلم‌سازی را در فرمی جدید، یعنی به شکل فیلم واقعی تجربه کرده‌اند. استفاده از عناصر فانتزی در سراسر فیلم مشهود است، اما دنیای رنگارنگِ این فیلم که در سال‌های دهه ۱۳۳۰، (۱۹۵۸ میلادی) در ایران می‌گذرد درست در نقطه مقابل دنیای فیلم قبلی این دو کارگردان است که مربوط به سال‌های دشوار و خاکستری پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران بود.

مرجانه ساتراپی و گلشیفته فراهانی

فیلم، داستان زندگیِ ناصر علی‌خان، نوازنده زبردست ایرانی را در سال ۱۹۵۸ روایت می‌کند. ویولون ناصر‌علی در یک درگیری خانوادگی توسط همسرش می‌شکند. او که از این بابت دچار افسردگی شده همه‌جا را برای پیدا کردن ویولونی جدید زیر پا می‌گذارد و حتی به توصیه برادرش به سفر می‌رود. اما وقتی درمی‌یابد نمی‌تواند ویولونی مشابه ساز خودش پیدا کند، سازی که استادش به او هدیه داده بوده، احساس می‌کند دیگر دلیلی برای زنده‌ماندن ندارد. خود را در اتاقش حبس می‌کند و منتظر مرگ می‌ماند. او هشت روز بعد می‌میرد و ماجرای فیلم در این هشت روز، در خواب و بیداری، هذیان‌ها، کابوس‌ها و رؤیاهای ناصرعلی می‌گذرد. در فلاش‌بک‌هایی با زندگی گذشته او روبرو می‌شویم. عشقش به دختری به‌نام ایران (با بازی گلشیفته فراهانی) که به علت مخالفت پدرِ دختر نافرجام می‌ماند، ترک وطن و در بازگشت، ازدواج با دختری که هیچگاه حتی سایه‌ای از عشقِ ایران را در او نمی‌یابد. او در کابوس‌های ذهنی خود، آینده فرزندانش را تصور می‌کند، در حالی‌که دخترش الکلی و قمارباز شده و پسرش در پیچ و خم مشکلات و گرفتاری‌های طبقه متوسط جامعه آمریکا گرفتار است. حتی در افسردگی‌هایش با فرشته مرگ یعنی عزراییل هم ملاقات می‌کند و البته یک‌بار هم بازیگر مورد علاقه‌اش سوفیا لورن را به شکلی اروتیک در رؤیا می‌بیند.
با اینکه تمام فیلم در استودیوی بابلزبرگ برلین فیلم‌برداری شده، اما به نظر می‌رسد ساتراپی در ارایه‌ تصویری فانتزی از ایران در سال‌های دهه ۱۳۳۰ موفق بوده است. این اولین بار است که فیلمی با داستانی ایرانی و لوکیشنی ایرانی در چنین فضایی ساخته می‌شود. فضایی که جدا از فانتزی بودنِ المان‌ها، تلاش شده تا حد ممکن تداعی‌کننده فضای واقعی زمان وقوع فیلم باشد.
بازی بازیگران اروپایی در یک فیلم ایرانی که یک داستان کاملاً ایرانی را روایت می‌کند برای اولین بار رخ داده و بسیار هم موفق از کار در آمده، تا جایی که حتی تماشاگر ایرانی در صورت عدم آشنایی با بازیگران فیلم ممکن است تصور کند آن‌ها ایرانی‌هایی هستند که به زبان فرانسه صحبت می‌کنند. بازیگران نقش‌های اصلی «متیو امارلیک» بازیگر فرانسوی و «ماریا دومدیروش» پرتقالی هستند. حضور ایزابلا روسلینی (دختر اینگمار برگمن بازیگر معروف سوئدی و روبرتو روسلینی، کارگردان شهیر ایتالیایی) و کیارا ماسترویانی (دختر کا‌ترین دونوو، بانوی سینمای فرانسه و مارچلو ماسترویانی، بازیگر معروف) در نقش‌های مکمل فیلم بر اهمیت آن افزوده است. تنها بازیگر ایرانی فیلم گلشیفته فراهانی است که در نقشِ «ایران»، یکی از شخصیت‌های محوری فیلم، همپای سایر بازیگران باتجربه فیلم بازی خوبی ارایه داده است.
گلشیفته فراهانی می‌گوید: «ایران سال ۱۹۵۸ برای همیشه رفته است. اما آن ایران برای ما مثل یک سمبل است. سمبلی از عشق و هر چیز دیگری که می‌خواستیم داشته باشیم اما هرگز نتوانستیم. برای من کار کردن با مرجانه، رؤیایی و شگفت‌انگیز بود. چون هر دوی ما ایرانی هستیم و هر دو در تبعید. درست است که ما ایران را از دست دادیم، اما ایران همیشه در قلب ما جا دارد.»
این گفته گلشیفته فراهانی سرنوشت ناصرعلی را به یاد می‌آورد که علی‌رغم از دست دادن ایران، همیشه یاد او را در دل داشت.
در حال حاضر فیلم رتبه خوب 7.3 را در سایت IMDB به خود اختصاص داده و با توجه به اینکه اکران عمومی فیلم، تازه آغاز شده می‌توان نتیجه گرفت این رتبه خوب از طرف منتقدان و تماشاگران حرفه‌ای جشنواره‌ها به فیلم داده شده است.  به خواندن ادامه دهید

سوپر استار ها در حجتعدادی از بازیگران سینما وتلوزیون از طرف و با بودجه دولت به حج رفته اند.اسامی بد جوری توی ذوق می زند. محمد رضا گلزار،  مهناز افشار، محمد رضا شریفی نیا و دخترش.

این روز ها عکس های این افراد در رسانه های مختلف دولتی، ضد دولتی و اپوزوسیون پخش می شود. عده ای از سایر بازیگران مثل داوود رشیدی اعتقاد دارند که حق آنها بوده که با بودجه دولت به حج بروند.عده ای از سیاستمداران معتقدند که این کار از سمت جریان انحرافی(مقصود رحیم مشایی و دوستان) برای جذب آرای اکثریت خاموش است.این که به این افراد می آید که به حج بروند یا نه سوالی است بی جواب که جواب آن برای ما اهمیتی هم ندارد.اما سوال اینجاست که چرا این آقایان و خانمها دست به این کار زده اند.

اگر می پذیرند که علت، تن دادن به خواسته های آدم های سیاسی و در قبال آن کسب امتیاز است که هیچ.اما اگر تصور می کنند که در میان این همه بازیگر و هنر مند حق آنها بوده که از سوی دولت برای مراسم حج انتخاب شوند بد نیست در این اعتقاد تجدید نظری داشته باشند.

آدم دلش به حال امثال جعفر دهقان ، جواد هاشمی و امثالهم می سوزد که از وقتی که به دنیا آمدند نقش پیامبر و امام و رزمنده و بسیجی را در فیلم ها و سریال ها بازی می کردند!

بسیار دوست داشتم که در پایان سال ۱۳۸۹ مجموعه ای از موفقیت های فوتبال ایران را گردآوری کنم و به پدید آورندگان آن آفرین بگویم. اما با نهایت تاسف در این سال فوتبال ما آنقدر ضعیف و نا امید کننده بود که جایی برای تحسین باقی نگذاشت. در این مقال اشاره گذرا به تعدادی از ناکامی های فوتبال ایران که عمدتا  ناشی از سوء مدیریت ورزشی و سیاسی کشور است خواهیم داشت.

۱- شکست و حذف تیم ملی نوجوانان در مرحله مقدماتی مسابقات آسیایی

تیمی که دوره گذشته توانسته بود مقام قهرمانی آسیا را کسب نموده و به جام جهانی راه پیدا کند این‌بار با سرمربی‌گری اکبر محمدی نتیجه‌ای جز حذف از مرحله مقدماتی کسب نکرد. نکته جالب در مورد اکبر محمدی اینست که ایشان برای اولین بار در عمر ورزشی خود سرمربیگری یک تیم فوتبال را با تیم ملی نوجوانان ایران تجربه می‌کند. اکبر محمدی در یک برنامه ورزشی پر‌طرفدار اعلام کرد که شرط مربی‌گری برای تیم ملی نوجوانان داشتن سابقه سرمربی‌گری نیست بلکه دارا بودن علاقه به کار کردن با این رده سنی مهمترین فاکتور دستیابی به این پست می‌باشد!.

۲-شکست و حذف تیم ملی جوانان در مرحله مقدماتی مسابقات آسیایی

علی دوستی که توانسته بود تیم ملی نوجوانان را به مقام قهرمانی آسیا برساند در یک اقدام نادرست توسط فدراسیون با یک درجه ارتقا! به سرمربیگری تیم ملی جوانان رسید و همان شد که دیدیم . شکست در دو بازی ابتدایی جام که سبب حذف بی بهانه این تیم از مسابقات شد.

۳-عدم موفقیت تیم امید در بازی‌های آسیایی

این تیم که با وعده قهرمانی آسیا و با به‌کار گرفتن سه بازیکن حرفه ای بالای ۲۳ سال با سرمربی‌گری غلام پیروانی به چین رفته بود مقامی بهتر از چهارم کسب نکرد. مسوولان که می‌توانستند با فرستادن تیم المپیک واقعی متشکل از بازیکنان زیر ۲۱ سال  شرایطی را برای آمادگی و صعود این تیم به المپیک فراهم کنند برای به دست آوردن طلای بازی‌های آسیایی که در رشته فوتبال معمولا ارزش چندانی ندارد به آب و آتش زده و حتی لیگ را هم تعطیل کردند. اما نتیجه چیزی جز عنوان چهارمی و شکست در برابر رقبای آسیایی نبود. رقبایی  که تیم زیر ۲۱ سال خود را برای کسب تجربه و آمادگی جهت حضور در المپیک لندن به میدان فرستاده بودند.

۴-عدم توفیق تیم ملی در جام ملت های آسیا

تیم ملی با سرمربی‌گری افشین قطبی که حتی حمایت فدراسیون را هم به همراه نداشت وارد بازی‌های دوحه شد. اگرچه در دور مقدماتی بازی‌های امیدوار کننده ای به نمایش گذاشت اما در نهایت در یک سریال تکراری در دور حذفی مغلوب تیم کره جنوبی شد و از دور مسابقات کنار رفت.

۵-شکست در انتخابات هیات رییسه کنفدراسیون فوتبال آسیا

پس از کناره‌گیری اجباری محمد علی آبادی رییس وقت سازمان تربیت بدنی که هوس کرده بود ریاست فدراسیون فوتبال یعنی فدراسیون تحت نظارت خود را به دست بگیرد این بار نوبت علی سعید لو رییس فعلی سازمان بود تا هوس ورود به دنیای پر رنگ و لعاب فوتبال را در سر بپروراند. ایشان که تجربه مدیر قبلی را به همراه داشت تصمیم گرفت که خود را کاندیدای نایب رییسی کنفدراسیون فوتبال آسیا کند. سعیدلو که برای به دست آوردن این پست بسیار مطمئن بود و اعتقاد داشت با لابی های انجام شده میان کشور های عضوکنفدراسیون با رای بالا صاحب این کرسی خواهد شد حتا کفاشیان رییس فدراسیون فوتبال را هم در این راه قربانی کرد و مانع کاندیدا شدن وی برای تصاحب یکی از کرسی‌های عضویت در کنفدراسیون شد. ایشان باور داشت این کاندیداتوری می‌تواند شانس وی را برای ایجاد اجماع در جهت کسب رای کم کند. با این وصف نهایتا رییس سازمان تربیت بدنی ایران رقابت نایب رییسی کنفدراسیون فوتبال آسیا را به نماینده کشور نپال که سابقه چند سال حضور در کادر کنفدراسیون را در کارنامه خود داشت واگذار کرد تا شاید بفهمد که شرایط رقابت در سازمان های جهانی با داخل ایران بسیار متفاوت است! همان‌گونه که ذکر شد این تصمیم و شکست مفتضحانه سبب شد که ایران تنها کرسی در اختیار خود را از دست بدهد. کرسی‌ای که به علت حضور موفق و موثر مهندس صفایی فراهانی(که این روزها در زندان به سر می‌برد!) به سادگی قابل دستیابی مجدد بود.

۶–انتخاب سرمربی تیم های ملی و المپیک

داستان انتخاب سرمربی تیم ملی که از چند ماه پیش از جام ملت‌ها آغاز شده بود تبدیل به یکی از مشکلات لاینحل فدراسیون کفاشیان شده است که البته این مشکل در کل دوره ریاست ایشان مسبوق به سابقه است. همیشه در ابتدای امر اسامی بزرگی از میان مربیان مطرح دنیا آورده می‌شود و نهایتا هم یک مربی وطنی برای این پست انتخاب می‌شود. داستان انتخاب کلمنته و سفر یک روزه وی به ایران که نهایتا با گردش ۳۶۰ درجه ای فدراسیون به سمت مربی ایرانی و انتخاب متوالی دایی، مایلی کهن و قطبی که نهایتا منجر به حذف تیم ایران از جام جهانی شد را فراموش نکرده بودیم که همین ماجرا برای کارلوس کرش تکرار شد. کرش سرمربی موفق سابق تیم ملی پرتغال همانند کلمنته سفری یک روزه به ایران داشت و در حالیکه همه چیز بین او وفدراسیون خوب پیش می‌رفت ناگاه پس از بازگشت، از قبول مسوولیت سرمربی‌گری تیم فوتبال ایران انصراف داد تا بزرگان فوتبال و سیاست ایران پی ببرند که در دنیای امروز به قول معروف شتر سواری دولا دولا نمی‌شود.

سرمربی گری تیم المپیک هم داستان خاص خود را دارد. غلام پیروانی پس از کش‌و‌قوس ها و قهر و آشتی‌های فراوان نهایتا عطای  تیم امید را به لقایش بخشید و از این تیم برای همیشه کنار رفت. تیم امید اولین مرحله از بازی‌های ورودی به المپیک را با پیروزی بسیار ضعیف و شکننده در مقابل تیم درجه سوم قرقیزستان به پایان برد.  بازی‌ای که در آن هومن افاضلی دستیار سابق علی دایی در تیم ملی به عنوان سرمربی موقت‌! روی نیمکت نشسته بود.

۷-ادامه پروژه شکست خورده انتقال تیم‌های تهرانی به شهرستان

این پروژه این بار با تصویب انتقال تیم نفت تهران به اراک ادامه پیدا کرد . اتفاقی که سر و صدای زیادی در مطبوعات و رادیو و تلوزیون و حتا مجلس به پا کرد و روز های آینده مشخص خواهد کرد که این داستان مسکوت مانده و یا همچنان ادامه خواهد یافت. تیم‌های پیکان‌، پاس و صبا در سال‌های قبل، مشمول این قانون شده بودند که نگاهی به جایگاه این تیم ها در جدول رده بندی مسابقات لیگ و میزان استقبال از این تیم‌ها در شهر‌های جدید خود نشان دهنده میزان موففقیت این طرح می‌باشد.

۸-تیم های بزرگ همچنان بدون هیات مدیره و مدیر عامل

داستان اداره تک نفره سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها سرانجام به فوتبال هم سرایت کرد تا شاهد انبوه تیم‌هایی باشیم که بدون هیات مدیره و مدیر عامل اداره می‌شوند. این مورد شامل تیم های بزرگ و پرطرفدار پرسپولیس و استقلال هم می‌شود. تا جایی که اولی بیش از یک سال و دومی حدود ۸ ماه است که بدون هیات مدیره و مدیر عامل و توسط مقامی تحت عنوان سرپرست اداره می‌شوند. باید دید سازمان تربیت بدنی با توجه به قوانین سختگیرانه که فیفا و ای اف سی در مورد وجوب حضور هیات مدیره و مدیر عامل برای تیم‌ها وضع کرده اند چه چاره ای برای این موضوع خواهد اندیشید. اگرچه جناب سعیدلو در جایی در پاسخ به این سوال که چرا اعضای هیات مدیره این دو باشگاه را معرفی نمی‌کند گفته بود که اعتقاد دارد مدیریت تک نفره بسیار از مدیریت گروهی موثرتر است!

۹-ورزشگاه‌های بدون تماشاگر

این مشکل که امسال دیگر بدجوری توی ذوق می زد به مسابقات جام باشگاه های آسیا هم راه پیدا کرد. با حضور همزمان دو تیم استقلال و پرسپولیس در این مسابقات همگان امیدوار بودند تا یخ ورزشگاه ها حداقل برای این مسابقات شکسته شود. اما چنین اتفاقی رخ نداد و ورزشگاه آزادی همچنان در حسرت روز های خوب دهه های قبل خود به سر می‌برد.

۱۰-به عنوان دهمین و آخرین ناکامی فوتبال ایران در سال ۱۳۸۹ به ناکامی تیم های داوری ایران در مسابقات جام ملت های آسیا اشاره می‌کنیم:

فوتبال ایران که همیشه نمایندگان ثابتی در بخش های داوری و کمک داوری این مسابقات داشته این بار سنت شکنی نموده و در بخش داوری تنها به یک داور ذخیره اکتفا کرد. محسن ترکی تنها زمانی که داور عرب به علت مصدومیت امکان حضور در بازی کویت و ژاپن را پیدا نکرد توانست این بازی را سوت بزند که البته تنها قضاوت وی نیز با جنجال‌های فراوانی توام شد.

با توجه به ناکامی های ذکر شده و همه آن‌چه که ذکر نشد  باید بپذیریم که فوتبال ایران با این شیوه مدیریت آرام آرام در حال پیمودن مدارج در جهت معکوس است. رده‌بندی های فیفا و ای اف سی نشان میدهد که در حال حاضر، ایران جزو تیم های درجه ۲ آسیا محسوب میشود. اتفاقی که هیچ‌گاه در طول تاریخ سابقه نداشته است.

مازیار مهدوی فر

29 اسفند 1389

نفر نخست این فهرست «ملس زناوی» رهبر کشور 88 میلیون نفره و آفریقایی اتیوپی از سال 1991 است. در این گزارش آمده که 66 درصد مردم اتیوپی رهبری به جز زناوی ندیده اند.

نفر دوم «ادریس دبی» حاکم کشور چاد در آفریقا است که از سال 1990 رهبری این کشور 10 و نیم میلیون نفره را در اختیار دارد. در چاد هم 66 درصد مردم مانند مردم اتیوپی رهبری به جز دبی ندیده اند.

نفر بعدی «نورسلطان نظربایف» رهبر کشور قزاقستان است که از 24 آوریل 1990 بر این کشور حکومت می کند. قزاقستان از کشورهای آسیای میانه است که 15 و نیم میلیون نفر جمعیت دارد و تقریبا 7 میلیون نفر از این مقدار را جوانان و نوجوانان زیر 20 سال تشکیل می دهند. 40 درصد مردم قزاقستان هرگز حکمرانی فردی به جز نظربایف را تجربه نکرده اند.

«عمر البشیر» رهبر کشور سودان دیکتاتور دیگر حاضر در این فهرست است. او از سال 1989 بر این کشور آفریقایی حکومت می کند. عمر البشیر به عنوان مسئول قتل عام نزدیک به نیم میلیون نفر از مردم منطقه دارفور در جنوب سودان در دهه های اخیر شناخته می شود و به همین دلیل تنها رهبر جهان است که دیوان بین المللی کیفری حکم تعقیب او را به اتهام ارتکاب جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در دروان مسئولیت صادر کرده است.

سودان تقریبا 44 میلیون نفر جمعیت دارد که در حدود 28 میلیون نفر از آنها را افراد زیر 20 سال تشکیل می دهند و 63 درصد مردم این کشور نیز تنها عمر البشیر را به عنوان حاکم خود دیده اند.

«اسلام کریموف» رهبر ازبکستان کشور دیگر واقع در منطقه آسیای میانه که از 1989 قدرت را در این کشور در دست دارد. او هم اکنون بر 28 میلیون ازبک حکومت می کند و 50 درصد از این افراد نیز تنها کریموف را به عنوان حاکم خود می شناسند.

«بلیس کامپاور» رهبر کشور آفریقایی بورکینافاسو که 15 اکتبر 1987 پس از یک کودتای خونین حکومت این کشور را بر عهده گرفت، دیکتاتور دیگر فهرست بیزنس اینسایدر است. از 15 میلیون جمعیت بورکینافاسو 73 درصد آنها تاکنون رهبری به جز کامپاور ندیده اند.

«یاوری موسونی» از 26 ژانویه 1986 حکومت کشور آفریقایی اوگاندا را در اختیار دارد. 78 درصد از 34 میلیون اوگاندایی فقط نام او را به عنوان حاکم کشور خود به یاد دارند.

«هون سن» از 26 سال پیش بر کشور آسیایی کامبوج حکومت می کند. جمعیت این کشور 14 و نیم میلیون نفر است که نه و نیم میلیون نفر از آنها را افراد زیر 20 سال تشکیل می دهند. 66 درصد مردم کامبوج هیچ حاکمی را به جز سن بر خود ندیده اند.

کشور کامرون و 83 درصد از جمعیت 19 میلیون نفره کنونی این کشور 29 سال است که نام فردی به جز «پاول بیا» را به عنوان حاکم خود نشنیده اند. او از 6 نوامبر 1982 رهبر کامرون شده است.

دیکتاتور شماره 10

به ترتیب در فهرست نشریه بیزنس اینسایدر نوبت به سید علی خامنه ای می رسد. روحانی 72 ساله ای که از 1989 رهبری جمهوری اسلامی را بر عهده دارد. بیزنس اینسایدر نوشته که او بر کشوری 77 میلیون نفره که بیش از 50 میلیون نفر آن را جوانان تشکیل می دهند حکومت می کند و محمود احمدی نژاد نیز رئیس جمهور آن است.

آیت الله خامنه ای به دنبال درگذشت آیت الله روح الله خمینی رهبری جمهوری اسلامی را به دست گرفت و با احتساب دوران ریاست جمهوریش، حضوری 30 ساله را در قدرت تجربه می کند.

پس از آیت الله خامنه ای نام «رابرت موگابه» دیکتاتور حاکم بر لیبی در فهرست این نشریه به چشم می خورد. او از 18 آوریل 1980 بر 11 و نیم میلیون زیمبابوه ای حکومت می کند و این کشور را به یکی از فقیرترین و مصیبت زده ترین کشورهای جهان تبدیل کرده است.

خوزه ادواردو سانتوس رهبر آنگولا، تئودور ابیانگ نگوئما حاکم گینه، علی عبدالله صالح رئیس جمهور یمن و معمر قذافی رهبر لیبی دیگر دیکتاتورهای حاضر در این فهرست هستند.

بیزنس اینسایدر درباره معمر قذافی نوشته که احتمال اینکه او قدرت خود را در ناآرامی های اخیر لیبی از دست بدهد ۷۵ درصد است.

این کشور در حالت جنگی قرار دارد و هم اکنون روزهای متوالی است که بین نیروهای وفادار به قذافی و مخالفان او درگیری های سنگین نظامی جریان دارد. این درگیری ها پس از آن آغاز شد که قذافی فرمان قتل عام مخالفان خود را به وسیله هلی کوپترها و هواپیماهای جنگنده ارتش و سلاح های سنگین صادر کرد.

این رهبر ۶۸ ساله ۴۱ سال است که به قدرت چنگ زده که شامل دو سوم عمر او می شود و همچنین طول عمر زندگی بسیاری از مردم لیبی. همچنین، به تازگی حسنی مبارک پس از ۳۰ سال، از نردبان قدرت سقوط کرد.