این مطلب در وبسایت رادیو زمانه منتشر شده است.

shinabadسه ماه قبل (۱۵ آذرماه سال ۱۳۹۱ خورشیدی) در حادثه آتش‌سوزی ناشی از آتش گرفتن بخاری نفتی یک مدرسه ابتدایی در روستای شین‌آباد شهرستان پیرانشهر، ٣۷ دانش‌آموز دختر دچار درجات مختلف سوختگی از ١٠ تا ۶٠ درصد شدند.

مدتی پس از وقوع آتش‌سوزی در این مدرسه سیران یگانه و ساریا رسول‌زاده، دو تن از دانش‌آموزان بر اثر شدت جراحت‌های وارده جان خود را از دست دادند و مابقی کودکان نیز هنوز با اشکال مختلف عوارض این سانحه دست و پنجه نرم می‌کنند. این در حالی است که پس از وقوع حادثه آتش سوزی در روستای شین آباد، یک مدرسه روستایی دیگر نیز در روستای طبسین واقع در خراسان جنوبی در آتش سوخت و با دخالت مردم محلی، دانش‌آموزان از خطر سوختگی شدید رهایی یافتند.

پس از وقوع چندین حادثه در سال ۱۳۹۱ و در مدتی کوتاه از جمله مرگ ۲۶ دانش‌آموز دختر بروجنی بر اثرواژگون شدن اتوبوس در مسیر اردوی راهیان نور، شماری از نمایندگان مجلس ایران و هم اعضای انجمن حمايت از حقوق کودکان به طور جداگانه خواهان استیضاح و استعفای وزیر آموزش و پرورش شدند. اعضای انجمن حمايت از حقوق کودکان، روز ۲۵ آذرماه با انتشار يک نامه سرگشاده خطاب به حميدرضا حاجی‌بابايی، از او خواستند به احترام ۲۶ دانش‌آموز حادثه اردوی راهيان نور بروجن، قربانیان حادثه شين‌آباد و خانواده‌هايی که اعتماد خود را به کارآمدی وزارت آموزش و پرورش در تأمين امنيت دانش‌آموزان از دست داده‌اند هر چه زود‌تر استعفا دهد.

طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش اما که یک بار دیگر هم در مهرماه ۱۳۸۹ و پس از برگزاری آزمون استخدامی معلمان مطرح شده بود، بار دیگر در کوران حوادث مشابه و پی‌در پی در ایران به سکوت منتهی شد؛ همانطور که حوادثی چون آتش‌سوزی روستای سفیلان در چهار محال بختیاری و در پی آن مرگ ۱۳ دانش‌آموز، آتش‌سوزی روستای درودزن در فارس و سوختگی شدید هشت دانش‌آموز، آتش‌سوزی روستای المنی در لرستان و سوختگی شدید مرتضی داوری معلم کلاس و آتش‌سوزی خوابگاه دبیرستان پسرانه دانش‌آموزی وابسته به دانشگاه دریانوردی چابهار و مرگ دو دانش‌آموز در آتش و سوختگی – بالای ۹۰ درصد – چند نفر دیگر به سکوت منتهی شد. (برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه ها، این دو گزارش را بخوانید: «کلاس در نداشت، مدرسه بخاری گازی و سوابق آتش سوزی در مدارس ایران.»)

حال این روزها در آستانه سال جدید خورشیدی، خبری در رسانه‌ها منتشر شده است که اطلاع می‌دهد دختران شین‌آباد را برای اردوی تفریحی به شهر اصفهان برده‌اند. عکس‌ها، دخترها را روی تخت‌های هتل و پشت میزهای غذاخوری در کنار مادران‌شان نشان می‌دهد، در حالیکه آثار این حادثه فجیع بر چهره‌هاشان نمایان است.

●عکس‌های دانش‌آموزان آسیب‌دیده مدرسه شین‌آباد را ببینید:

عکس‌های دانش‌آموزان مدرسه شین‌آباد

گزارش تصویری مهر

 گزارش تصویری فارس

گزارش تصویری ایسنا

●برای اطلاعات بیشتر در همین زمینه بخوانید:

امنیت دانش آموزان، مسئله حکومت ایران نیست

ساختار اجتماعی حوادث در ایران

عادت به فاجعه

هیچ سانحه‌ای، ناگهانی نیست

لابد این اردوی تفریحی، ابتکار آقای وزیر آموزش و پرورش است. همان وزیری که تنها چند روز پس از این ماجرا اعلام کرد همه چیز روبه‌راه است و تا چند روز دیگر، این دانش‌آموزان دختر به آغوش باز جامعه باز خواهند گشت. شاید وزیر خبر نداشت دو تن از دخترها یعنی «ساریا» و «سیران»، هیچگاه حرف او را نخواهند شنید و تعدادی دیگر از همکلاسی‌های آن‌ها هم به سوختگی‌های شدید از نوع درجه دو و سه مبتلا شده‌اند و این یعنی اینکه تا آخر عمر مجبورند تحت تأثیر عواقب ناشی از آن زندگی کنند.

می‌گویند دولت حساب بانکی ویژه‌ای برای بچه‌ها باز کرده و قرار است وقتی بزرگ شدند بتوانند از توی حسابشان پول برداشت کنند. در خبرها آمده که بیمه ایران نفری ٥٠ میلیون تومان به خانواده آسیب‌دیده‌ها کمک کرده است. در مراسم باشکوهی این پول‌ها به اولیای دختران اهدا شده است و لابد کلی هم عکس یادگاری و فیلم و مصاحبه از داخل این مراسم بیرون خواهد آمد که به درد حال و آینده مسئولان مربوطه خواهد خورد. شاید چند روز بعد هم والدین این کودکان آسیب‌دیده این پول‌ها را بر‌دارند و با آن بخشی از بار سنگین مشکلات زندگی خود و خانواده را سبک ‌کنند و به قول معروف آن را به زخمی بزنند، اما این وسط آنچه فراموش می‌شود خود این دختران آسیب‌دیده مدرسه ابتدایی روستای شین‌آباد هستند.

بیایید فرض کنیم مسئولان حکومت اسلامی تصمیم گرفته‌اند حداقل در این یک مورد، مسئولانه عمل کنند و وظیفه خود را به درستی انجام دهند. به واقع راه درست و علمی برخورد با این کودکان آسیب‌دیده از حادثه آتش‌سوزی چیست و چه امکاناتی باید در اختیار آن‌ها قرار گیرد؟

مراحل درمان

صدمات ناشی از سوختگی شدید از دردناک‌ترین آسیب‌های شناخته شده به شمار می‌روند و روند درمانی آن‌ها هم بسیار طولانی و دشوار است. این مسئله به خصوص زمانی که قربانی، کودک باشد و محل آسیب‌دیدگی نیز در ناحیه صورت و دست‌ها قرار داشته باشد بسیار پیچیده می‌شود. اقدامات درمانی برای کودک دچار سوختگی در سه مرحله انجام می‌گیرد:

مرحله اول، فاز درمان حاد است که به روزهای اولیه پس از وقوع حادثه مربوط شده و هدف اصلی آن مقابله با آسیب‌های اولیه وارده بر بدن کودک و حفظ حیات او و تا حد امکان جلوگیری از بروز عوارض ثانویه و بلندمدت است. متأسفانه دو تن از کودکان شین‌آبادی، موفق به عبور از این مرحله نشدند، اما خوشبختانه باقی کودکان به مرحله بعدی درمان پا گذاشته‌اند.

فاز دوم،‌ انجام پیوند‌های پوست بر اساس نیاز بیمار است. پوست، اولین سد محافظ بدن در مقابل ارگانیسم‌های خارجی و بیماری‌زا است و بدن انسان برای در امان ماندن در مقابل میکروب‌ها نیاز به پوستی سالم دارد. به همین دلیل انجام درست و به موقع پیوندها در مراحل اولیه آسیب، نه صرفاً از بعد زیبایی بلکه برای حفظ سلامت فرد آسیب دیده اهمیت بسیار دارد. پیوندهای پوستی به خصوص زمانی که آسیب در ناحیه سر، گردن و دست باشد اهمیت بیشتری می‌یابند و نیاز به تکرار طی سال‌های متمادی خواهند داشت. متأسفانه تغییر شکل صورت و اندام‌ها از عوارض اصلی سوختگی‌های ناشی از آتش هستند که ممکن است هیچگاه بهبود کامل نداشته باشند و جدا از صدمات جسمی، بیمار را به عواقب روانی بدی دچار کنند.

فاز سوم درمان که به نظر می‌رسد در مورد بچه‌های شین‌آباد تا حدی به فراموشی سپرده شده پیگیری درازمدت درمان، بازیابی و بازتوانی این کودکان است. چگونگی انجام این مرحله طی دو تا سه سال پس از وقوع سوختگی، تا حد زیادی سرنوشت این کودکان را رقم خواهد زد. در این بخش از درمان نیز با دو بحث اساسی روبه‌رو هستیم: «سلامت جسمی قربانی» و «تغذیه مناسب».

سلامت جسمانی درازمدت

بحث اول، سلامت جسمی قربانی است که بسته به نوع آسیب‌های وارده در هر کدام از کودکان نیاز به پیگیری‌های ویژه دارد. سوختگی شدید سبب ایجاد تغییرات متابولیک و التهابی می‌شود که تا سه سال پس از حادثه نیز ادامه خواهند داشت؛ تغییراتی که منجر به افزایش خطر شکستگی‌های استخوانی، بیماری‌های کبدی، اختلالات هورمونی، مشکلات قلبی، مغزی و اختلالات سیستم ایمنی می‌شوند.

این مشکلات در صورت عدم کشف و رسیدگی به موقع، حیات کودک را تهدید خواهند کرد. ادامه روند انجام پیوندهای پوستی مورد نیاز نیز در این زمینه اهمیت دارد. همچنین این کودکان نیاز به دریافت خدمات ویژه فیزیوتراپی برای بازیابی توان فیزیکی خود دارند. بهبود عملکرد مفاصل و جلوگیری از ناکارآمدی آن‌ها، بازسازی ماهیچه‌های آسیب‌دیده و حتی کمک به بهبود زخم‌های ناشی از سوختگی، همگی از کاربردهای مفید فیزیوتراپی برای این کودکان است.

نکته مهم بعدی تغذیه مناسب است که نقش کلیدی در روند بهبود این کودکان آسیب دیده ایفا می‌کند. این کودکان به علت تحمل شرایط دشوار پس از سوختگی، بخشی از توان فیزیکی و بافت عضلات خود را از دست داده‌اند و برای ترمیم آن نیاز به رژیم غذایی غنی از پروتئین دارند. مصرف انواع پروتئین یعنی گوشت، شیر و تخم مرغ برای ارتقای سطح ایمنی بدن این کودکان و همچنین برای بازسازی بخش‌های آسیب‌دیده بدن آن‌ها از جمله پوست، ماهیچه‌ها و بافت‌های پیوندی لازم است.

سلامت روانی

مرحله بعدی درمان، پیگیری مسائل روانی این کودکان است که شاید همین امروز هم برای شروع آن دیر شده باشد. کودکان آسیب دیده از سوختگی تا مدت‌ها دچار کابوس‌های شبانه، شب‌ادراری و حملات ترس و اضطراب می‌شوند.

آن‌ها به علت کم بودن سن و قرار داشتن در مرحله رشد ذهنی با خطر تأخیر در رشد شناختی، عاطفی و کاهش توانایی‌های فردی و اجتماعی مواجهند. چنین کودکانی در صورت عدم دریافت حمایت اجتماعی و درمان‌های روانی مناسب، ممکن است پس از گذشت یک سال از واقعه دچار مشکلات رفتاری، گوشه‌گیری، عدم شرکت در فعالیت‌های اجتماعی و در نهایت افسردگی شوند.

شرایط ویژه دختران شین‌آبادی

موقعیت و شرایط زندگی برای بچه‌های روستای شین‌آباد، از این هم دشوارتر است. برای توصیف این شرایط ویژه کافی است نگاهی به چشم‌انداز پیش رو بیاندازیم: تعدادی دختر حدود ١٠ ساله در یکی از روستاهای محروم در شهری محروم به نام پیرانشهر. دخترانی که اغلب آن‌ها با آسیب‌هایی در ناحیه صورت روبه‌رو شده‌اند که سبب می‌شود از لحاظ زیبایی چهره دچار مشکلات اساسی شوند. به این تصویر اضافه کنید خانواده‌هایی را که از سطح امکانات مالی و سواد فرهنگی پایینی هم برخوردارند.

این‌ها همگی فاکتورهایی هستند که احتمال بروز مشکلات روحی را برای این دختران و حتی خانواده‌های آن‌ها صدچندان می‌کند. این دختران در صورت عدم دریافت حمایت‌های روانی حرفه‌ای در سنین بالاتر نیز ممکن است شانس کمتری برای دستیابی به موقعیت‌های مناسب شغلی، تحصیلی و خانوادگی داشته باشند. به همین دلیل حضور یک کادر درمانی حرفه‌ای شامل روانپزشک، روانشناس و مددکار اجتماعی به خصوص در برهه زمانی فعلی می‌تواند برای جلوگیری از آسیب‌های روانی این کودکان و برای ارائه آموزش‌های رفتاری مناسب به خانواده‌های آنان بسیار مفید باشد.

برخلاف نظر برخی از مسئولان ناآگاه حکومت اسلامی، روند درمان کودکان شین‌آباد، تازه در ابتدای راه است. دو سال اول پس از سوختگی سخت‌ترین و شاید حساس‌ترین روزهای زندگی این کودکان خواهد بود. طی ماه‌های آینده این دختران آرام آرام متوجه شرایط ویژه خود خواهند شد و آنگاه است که تحمل شرایط و مبارزه با مشکلات برای کنار آمدن با شرایط موجود و غلبه بر آن، برای آن‌ها و اطرافیانشان دشوار از امروز خواهد شد و آنجاست که اهمیت حمایت‌های روانی و اجتماعی از آن‌ها آشکارتر خواهد شد.

آنچه امروز کودکان آسیب دیده شین‌آباد به آن نیاز دارند صرفا با کمک مالی، اهدای حق بیمه یا دیگر اقدامات عوام‌فریبانه حاصل نمی‌شود. اگر مسئولان مربوطه واقعاً خود را در قبال آسیب‌دیدگان این حادثه مسئول می‌دانند خوب است امکان دسترسی آسان این دختران و خانواده آنان را به متخصصان مختلف از جمله جراحان مختلف ازجمله زیبایی، روانپزشکان، روان‌درمانگرها، و فیزیوتراپ‌ها فراهم کنند و با تأمین امکانات پزشکی و پیراپزشکی مورد نیاز آن‌ها از همین امروز سلامت جسمی و روانی آن‌ها را کنترل کنند تا کم‌ترین آسیب ممکن به آینده این کودکان وارد شود.

Advertisements