شباهت‌های سرنوشت انقلاب مصر و ایران

این مطلب در وبسایت رادیو کوچه نشر یافته است.

منبع مقاله انگلیسی: وبلاگ خیابان‌های مصر

طی یک‌سال گذشته مقالات زیادی به زبان‌های مختلف در زمینه بهار عربی و و تبعات آن و به‌ویژه در مورد کشور مصر نگاشته شده است. بسیاری از این مقالات که به زبان عربی و انگلیسی بوده‌اند به  فارسی هم ترجمه شده و در اختیار مخاطبان قرار گرفته‌اند. اما در میان تمام این مطالب چند روز پیش مقاله‌ای توسط یک نویسنده ناشناس انتشار یافت که بسیار جالب توجه بود. نویسنده مقاله یک جوان ۲۰ ساله مصری است که به دلایل امنیتی از افشای نامش خودداری می‌کند. او با استفاده از آمار به مقایسه شرایط اجتماعی مصر در گذرگاه تاریخ و به ویژه قبل و بعد از وقوع انقلاب ۲۵ ژانویه می‌پردازد. اما آن‌چه که به صورت ویژه توجه من را برای ترجمه این مقاله جلب کرد شباهت پیدا و پنهان مطالب مورد اشاره نویسنده به شرایط دیروز و امروز و قبل و بعد از انقلاب ۵۷ ایران است. می‌گویند تاریخ به تکرار خود عادت دارد. گاهی در همان مکان و گاهی در مکانی دیگر. آیا انقلاب مردم مصر هم به سرنوشت انقلاب ایران دچار شده است؟ ترجمه مقاله را بخوانید:

پیش از این، اغلب، از مصر با عنوان «مادر دنیا» نام برده می‌شد. اما این روزها ما به دنیا نشان داده‌ایم که این عنوان، دیگر درست نیست. طی یک‌سال گذشته مصر به مجموعه‌ای پیچیده از حوادث پا گذارده که بر روی زندگی مردمش تأثیر فراوانی گذاشته است. هرچند رسانه‌ها نتیجه این رویدادها را، ورود مصر به دنیایی جدید تعبیر کرده‌اند. یک فضای دموکراتیک که منجر به غرور مصری‌ها شده و به آن‌ها توانایی تصمیم‌گیری برای آینده‌شان را داده است.

اصطلاح مادر دنیا (ام الدنیا) نشان می‌داد که مصر یکی از قدرت‌های برتر دنیاست. انقلاب ۲۵ ژانویه هم سبب شد احترام بیشتری در میان مردم سرتاسر دنیا برانگیزد. بعضی‌ها اعتقاد دارند بهار عربی سبب تحریک بیشتر تظاهر‌کنندگان شده است. هرچند انقلاب ۲۵ ژانویه هم همانند شرکت کنندگان در تظاهرات به نتیجه چندانی دست پیدا نکرد. دموکراسی به یک رییس جمهوری غیر دموکراتیک و یک مجلس اسلام‌گرای ضد دموکراسی منتهی شد. واقعن باید از این سیستم بی‌نقص دموکراتیک تشکر کرد! ما حتا مطمئن نیستیم که محمد مرسی برنده (واقعی) انتخابات هست یا نه!

ببینیم جدا از وجه سیاسی، کدام وجه دیگر مصر به «مادر دنیا» شباهت دارد؟

اجازه بدهید از اقتصاد شروع کنم. فقرا فقیرتر شده‌اند. به‌خصوص به این دلیل که انقلاب در ابتدا توسط طبقه متوسط شروع شد و بعد توسط «اخوان‌المسلمین» دزدیده شد. تورم به 13.3 درصد رسیده است. تورمی که مصر را در میان ۲۰ کشور اول با تورم بالای دنیا قرار داده است. این تورم منجر به افزایش قیمت غذا هم شده که به شکل وحشتناکی روی فقر به خصوص در میان طبقه کارگر مصر تأثیر گذاشته‌است. طبقه‌ای که درآمد ماهانه‌اش چیزی حدود ۵۵ دلار است. مشکل ۲۴.۸ درصد بی‌کاری هم اوضاع را از این بدتر کرده‌است. کاملن واضح است که ما مادر دنیا هستیم. البته از لحاظ صدرنشینی در لیست بدترین‌ها!

اما از بهداشت و تحصیل بگوییم. خبر خوب اینست که میزان متوسط عمر در میان مصری‌ها ۷۳ سال است. اما خنده‌دار اینست که از این نظر هم مصر در رده ۱۲۱ دنیا قرار دارد. درصد سواد هم با ۶۶.4 درصد ما را در رده ۱۵۵ دنیا قرار داده است. پایین‌تر از کشورهایی هم‌چون سودان، بوتسوانا، الجزایر و حتا لیبی که درصد سواد مردمش ۹۷.۷ درصد است! این موضوع نشان می‌دهد درصد بالایی از مصری‌ها حتا نمی‌دانند به چه کسی رای داده‌اند. آن‌ها تنها از دستورات تبعیت کرده‌اند و یا با گرفتن جیره غذای خود به کاندیدای مورد نظر رای داده‌اند. عجیب نیست کشوری همچون لیبی با این درصد بالای سواد در میان مردم توانسته باشد از عهده انجام انتخاب یک پارلمان لیبرال برآید. درحالی‌که نتیجه انتخابات در مصر به یک مجلس اسلام‌گرا منتهی شده است.

جدا از این آمارهای جزئی، مسأله دیگر، ناتوانی رسانه‌ها در نشان دادن واقعیت آن چیزی است که در مصر می‌گذرد. به علت تمرکز رسانه‌ها بر روی وجه سیاسی، وقایع خیابان‌های مصر به هیچ وجه به حساب نیامدند. به نظر می‌رسد مصری‌ها با بحران اخلاقی روبرو شده‌اند. از افزایش خشونت در مورد زنان گرفته تا فقدان امنیت (ماشین‌هایی که دزدیده می‌شوند و کودکانی که ربوده می‌شوند)، پشته‌های زباله که هم‌چنان توسط مصری‌ها به هر جایی ریخته می‌شوند و فقدان احترام به افسران پلیس (چندین مورد مختلف از این اتفاق در شهرهای مختلف دیده شده که مردم خودشان شخصن به حساب اراذل و اوباش رسیده‌اند. و به جای این‌که آن‌ها را تحویل پلیس بدهند به پلیس فحاشی و حمله کرده‌اند.)

حالا وقتی من شعار «مصر، مادر دنیا» را می‌شنوم کمکی از دستم بر نمی‌آید اما در دلم به آدم‌هایی که این حرف‌ها را می‌زنند می‌گویم: «شما در چه سالی زندگی می‌کنید؟» ما زمانی مادر دنیا بودیم. زمانی که اسکندریه نه چراغی برای اسلام‌گرایی بلکه چراغی برای نور و عقلانیت بود. سینما و سایر هنرها در مصر شکوفا بودند و مصر قطب فرهنگی آفریقا و آسیا بود. پوند مصر یکی از قوی‌ترین واحدهای پول در دنیا بود. ما قدرت دیپلماتیک پیش‌رو آفریقا، خاورمیانه و دنیا بودیم. مسیحیان، مسلمانان و یهودیان با هماهنگی و در کنار هم زندگی می‌کردند.

افراط‌گرایی آمد سراغمان و عقلانیت و لیبرایسم با کشورمان خداحافظی کرد. ما همان کسانی هستیم که عجایب دنیا را ساخته‌ایم. یک‌سوم آثار تاریخی معروف دنیا از آن ماست. اما نکته در این‌جاست: ما مادر دنیا بودیم و در دنیا صاحب قدرت برتر بودیم. حتا می‌توانستیم از آن هم بزرگ‌تر شویم. با تلاش، فداکاری و داشتن هدف، مصر یک‌بار دیگر می‌تواند مادر دنیا شود. به جای این‌که ساده‌انگارانه فکر کنیم به موقعیتی دست یافته‌ایم که در آن هر کسی می‌تواند آزادانه سرنوشت خود را انتخاب کند، باید تلاش کنیم اصل قضیه را به دنیا نشان دهیم. این آینده ماست و ما خود نتیجه آن را تعیین می‌کنیم. گام اول تشخیص و یادآوری حقایق تلخی است که خیلی از ما آگاهانه از آن‌ها چشم‌پوشی می‌کنیم.

Advertisements