«جهت حفظ  شان و شخصیت والای بانوان از پذیرش آنان در قهوه‌خانه معذوریم»

پس از تصویب و اجرایی شدن قانون ممنوعیت کشیدن قلیان برای خانم‌ها، اعلامیه بالا بر سردر و پشت شیشه رستوران‌ها و کافه‌های سنتی جا‌خوش کرده است. دولت و نیروی انتظامی اعلام کرده‌اند که علت تصویب و اجرای این قانون نارضایتی و مخالفت‌های خانواده‌ها با قلیان کشیدن خانم‌ها در رستوران‌هاست. این جمله را که شنیدم یاد سال‌های جنگ ایران و عراق و پس از آن افتادم. هر وقت حکومت می‌خواست کاری انجام دهد که می‌دانست مردم خوششان نمی‌آید فورا آن را وصل می‌کرد به خانواد‌ه شهدا. مثلا اگر پخش یک سریال تلوزیونی ناگهان متوقف می‌شد یا جلوی اکران فیلمی را در سینما می‌گرفتند شایع می‌شد که به علت مخالفت خانواده شهدا، با پخش آن سریال یا اکران فیلم مزبور، این اتفاق افتاده است. ما هم که آن موقع کوچک بودیم و درک درستی از جنگ، جبهه و شهدا و خانواده آنان نداشتیم همیشه «خانواده شهدا » را به صورت جمعی عبوس و سیاه پوش تصور می‌کردیم که دوره افتاده‌اند تا جلوی هر گونه شادی و تفریح مردم را بگیرند. بگذریم که بعد‌ها فهمیدیم که اساسا این «خانواده‌ها» نقشی در رویداد‌های ذکرشده و مشابهات آن نداشته‌اند، و در بسیاری موارد بسیاری از آنان نیزاز رفتارهای من درآوردی حکومت و همین سوء‌استفاده‌ها درعذاب بودند. حالا پس از گذشت سال‌ها از آن ماجرا‌ها بار دیگر حاکمیت برای توجیه عملکرد‌های عجیب خود پای گروهی به نام» خانواده ها » را پیش کشیده است.

اگر بخواهیم در جامعه امروز ایران تعریفی دم‌دستی و نزدیک به واقعیت از خانواده داشته باشیم می‌توان گفت که خانواده یعنی زن و شوهر(پدر و مادر) با یا بدون فرزند یا فرزندان که هر کدام از این عناصر می‌توانند در محدوده سنی مختلفی قرار گیرند. به عبارت دیگر هر کدام از موجودات دوپایی که توی خیابان در حال راه رفتن هستند یا توی ماشین و اتوبوس نشسته‌اند و حتا آن‌هایی که پشت موتور در حال گاز دادن هستند! طبق تعریف اعضایی از یک خانواده به حساب می‌آیند. حالا به نظر شما کدام یک از این‌ها با کشیدن قلیان آن هم فقط و فقط در مورد خانم‌ها مخالفند؟

شاید دلیل ، مضرات قلیان برای سلامتی باشد و خانواده‌ها هم نگران سلامتی اعضای خود هستند و دولت هم وظیفه خود دانسته که برای حفظ سلامت و نشاط جامعه، کشیدن آن را ممنوع اعلام کند. اما همان‌طور که می‌دانیم مردان نیز در کنار زنان بخشی از جامعه و نهاد خانواده هستند و حفظ سلامت آن‌ها هم خواسته خود خانواده‌ها و هم منطقا و قانونا بخشی از وظایف دولت است. پس اگر دلیل منع مصرف قلیان حفظ سلامت جامعه بود، این قانون باید در مورد آقایان هم اجرا می‌شود.

بماند که اگر داستان، این بود مسایل بسیار دیگری وجود داشت که هم همه‌گیر‌تر بود، هم ضررهای بیشتری برای سلامت افراد  جامعه داشت، هم طیف وسیع‌تری از جامعه حتا کودکان و نوزادان، درگیر آن بودند و هم صدای «خانواده‌ها» در مورد آن‌ها بارها درآمده بود.

مثلا همین ارسال پارازیت روی شبکه‌های ماهواره‌ای.

پارازیت‌هایی که توسط خود دولت تولید می‌شود و سلامت همان «خانواده‌ها» را از زن و مرد تا پیر و جوان نشانه گرفته. کار ساده‌ای هم هست. باور کنید با فشار چند دکمه می توان ارسال پارازیت و مضرات جبران ناپذیر آن را به تاریخ سپرد. تازه فایده دیگرش هم این است که همان «خانواده ها» که ظاهرا خیلی برای دولت مهم هستند می‌توانند با خیال راحت بنشینند و سریال‌های شبکه‌های مختلف را تماشا کنند . شاید این جوری دیگر قلیان هم نکشند! تازه صدا و سیمای آقای ضرغامی هم کمتر به زحمت تولید فیلم و سریال‌های فاخر می‌افتد.

یا داستان آلودگی هوای تهران و شهرهای دیگر، که دیگر فریاد همه را درآورده. چرا برای آن تدبیری اندیشیده نمی‌شود؟ نکند آقایان فکر می‌کنند ضرر دود قلیان برای سلامت خانواده‌ها بیشتر از آلودگی هواست.

از حواشی  بگذریم و بگوییم داستان از کجا آب می خورد.

داستان «خانواده‌ها» هم چون داستان‌های قبلی یک بهانه است. بهانه‌ای برای حاکمان تا از آن به عنوان ابزاری برای رسیدن به مقاصد خود استفاده کنند. قلیان پدیده تازه‌ای نیست. اختراع آن به سال‌ها قبل برمی‌گردد و همیشه کم و بیش در محافل مختلف حضور داشته و دارد.همیشه هم برای سلامت ضرر داشته و اثرات زیان آور دخانیات هم همیشه حد اقل طی چند ده سال اخیر برای همه آشکار بوده. اما چیزی که طی سالیان اخیر در مورد قلیان و در ایران رخ داده و با پاشنه آشیل حکومت ارتباط نزدیکی دارد روی آوردن قشر جوان و روشنفکر جامعه به آن است. اگر تصویر قدیمی ما از قلیان پیرمرد یا پیرزنی بود که تنها یا در میان جمع، در حال پک زدن به قلیان توی ذهنش به این فکر می‌کرد که آیا نماز عصرش را به موقع خوانده یا نه، یا اگر کشاورزی بود که در فصل زمستان و در وقت بیکاری توی قهوه‌خانه می‌نشست و در حالی‌که پکی به قلیان می‌زد به ریزش دانه های برف پشت شیشه قهوه‌خانه نگاه می‌کردو با دوستانش از شروع فصل کاشت سال بعد سخن می‌گفت، امروز داستان چیز دیگریست.

بهتر است بگویم آنچه سبب تصویب و اجرای این قانون شده چیز دیگریست.

امروز در کافه‌های در بند و درکه و رستوران‌هایی که قلیان به راه است جوانان به بهانه کشیدن قلیان دور هم جمع می‌شوند، اما حرف‌ها دیگر راجع به موارد ذکر شده نیست. دختر و پسر جوان و میانسال وقتی دور هم جمع می‌شوند چه قلیان باشد یا نباشد راجع به مسایل روز ایران و جهان حرف می‌زنند. راجع به خیانت‌هایی که دولت در حق تک تک آن‌ها چه مرد و چه زن روا داشته، راجع به تمام حقوقی که همه مردم دنیا یا لااقل اغلب مردم دنیا، از آن‌ها برخوردارند و در کشور ما خبری از آن‌ها نیست. راجع به گرانی، تورم، بیکاری و حتا تقلب در انتخابات. اما آقایان باز هم طبقه معمول صورت مساله را چسبیده و دنبال پاک کردن آن به بهانه‌های مختلفند.

حاکمیت می‌داند که این بار جنبش فکری جوانان ایران با حضور هم‌وزن زنان و مردان شکل گرفته و می‌داند که این جنبش بدون حضور دختران و زنان نیمی از قدرت خود را از دست می‌دهد. پس از هر طریقی دنبال ضربه‌زدن به این جنبش به بهانه‌های مختلف هستند. قلیان در جامعه امروز ایران یک بهانه است برای ساعتی دور هم بودن و حرف زدن.هنوز آن پیرزن قلیان خود را می‌کشد. هنوز مرد کشاورز در حال کشیدن قلیان به دانه‌های برف خواهد نگریست. مرد معتاد هم در قهوه‌خانه پایین شهر آرزوهای از دست رفته خود را در دود قلیان شماره خواهد کرد.اما جوانان ما بهانه‌های دیگری برای با هم بودن پیدا خواهند کرد.کسی با شیوع قلیان موافق نیست. اما برخورد دوگانه آقایان در تک جنسی! کردن کشیدن قلیان وآزادی کشیدن آن برای مردان، آدم را یاد این شعر می‌اندازد:

قربان روم خدا را

یک بام و دو هوا را

این ور بام، سرما

آن ور بام، گرما.

Advertisements