در آستانه صدمین روز حذف فیزیکی موسوی و کروبی از بدنه جریان تحول‌‌خواه جنبش سبز ایران قرار داریم. بسیاری در درون حاکمیت معتقدند که با حذف فیزیکی این دو نفر و همسرانشان از بدنه جنبش، عملا سردرگمی بزرگی در میان فعالان جنبش و حامیان آن به وجود آمده که مانع اتفاق نظر و تصمیم‌گیری برای پیشبرد اهداف و پیشرفت به سوی آرمان‌های جنبش است. این گروه که موافقان زیادی نیز در میان اپوزوسیون داخل و خارج کشور دارند، به عنوان دلیل مدعای خود عنوان می‌کنند که پس از تشکل و تجمعات بزرگ و موثر بیست و پنج بهمن سال گذشته که به دعوت موسوی و کروبی صورت گرفت و هم‌زمان با آن بود که بحث حبس یا حصر این دو تن پیش آمد عملا بدنه جنبش، علی‌رغم فراخوان‌های متعدد برای تشکل و اعتراض هیچ‌گاه نتوانستند نمونه مشابه وقایع بیست و پنج بهمن را بازآفرینی نمایند.
مواردی همچون هفتمین روز شهادت صانع ژاله، سه شنبه های اعتراض که از روز جهانی زن آغاز و به چهارشنبه سوری ختم شد، روز جهانی کارگر و بیست و پنجم اردیبهشت، روز اعتراض سراسری دانشجویان، نمونه هایی از این وقایع هستند.
حال سوال اینجاست :
آیا موسوی و کروبی رهبران جنبش هستند؟
آیا یک جنبش مردمی و دموکراتیک با اهداف دموکراتیک نیاز به رهبر دارد؟
آیا عدم پذیرش شفاف بعضی از اصول دموکراسی و حقوق بشری از سوی موسوی و کروبی می‌تواند باعث عدم پذیرش نقش مثبت این دو به عنوان رهبران جنبش شود؟
آیا ما می توانیم جنبش سبز را بدون حضور موسوی و کروبی و یا جانشینان شایسته و موثری برای آنها به نتیجه برسانیم؟
آیا آلترناتیو‌هایی همچون آقایان واحدی و امیر‌ارجمند یا تشکلی همچون شورای هماهنگی راه سبز امید می‌توانند جایگزین مناسبی برای رهبری جنبش باشند؟
آنچه مسلم است این‌ست که هر حرکت اجتماعی سیاسی برای پیروزی نیاز به یک رهبری متشکل و مشخص دارد. حتا در صورت رهبری شورایی (که میتواند گزینه بهتری هم باشد) نیازمند یک اتفاق آرا در میان تصمیم‌گیرندگان هستیم. شورای هماهنگی که در یک روند غیر دموکراتیک و با معیار‌های مبهم و نامشخص انتخاب شده و پس از گذشت چند ماه هنوز اعضای تشکیل‌دهنده آن نامشخص هستند قطعا نمی تواند عملکردی شفاف نیز از خود ارایه دهد.
تصور بر‌این‌است که در حال حاضر در جنبش سبز بزرگترین مشکل ما اینست که بر سر اولویت ها تردید‌های فراوانی وجود دارد. نگاهی به مناسبت‌های انتخاب شده برای تجمعات ماه‌های گذشته تا حد زیادی آشکار کننده این موضوع است.
در شرایط فعلی شاید مهمترین نکته ای که بتواند دوباره شعاری مشترک برای فعالان جنبش ایجاد کند درخواست دسته جمعی و همه جانبه برای آزادی موسوی و کروبی است. بیایید نگران تفاوت آرا و انگیزه‌های خود با موسوی و کروبی نباشیم. زیرا این دو نفر جنبشی را رهبری می‌کنند که هدف آن رسیدن ایران به دموکراسی و آزادی انتخاب است. لحظه پیروزی جنبش وظیفه رهبری این دو نفر نیز به اتمام خواهد رسید.
مازیار مهدوی فر

Advertisements