حدود بیست شبانه‌روز ازقطع ارتباط موسوی و کروبی و همسرانشان با دنیای خارج می‌گذرد. در محافل مختلف و وب‌سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی بحث روز این‌ست که آیا آن‌ها دستگیر شده‌اند؟ یا در حصر خانگی قرار گرفته‌اند؟ این سوال به‌ قدری اهمیت پیدا کرده که حتا از مسوولین حکومتی هم پرسیده می‌شود و هر کدام از آقایان هم در پاسخ به این سوال موضع خاص خود را دارند. حتا سایت‌های اینترنتی حکومتی هم طی روزهای اخیر بسیار به این سوال می‌پردازند و دستگیر و زندانی شدن آقایان و همسرانشان را تکذیب یا تایید می‌کنند. اما آن‌چه که اهمیت دارد و همه  بر آن اذعان دارند این‌ست که طی دو هفته اخیر هیچ‌کس حتا فرزندان این چهار نفر موفق به دیدار آن‌ها یا حتا مکالمه تلفنی با این افراد حتا در حد یک دقیقه نشده‌است. اما سوالی که در این گفتار مطرح است این‌ست که به راستی چه تفاوتی میان حصر خانگی وزندانی شدن در مکانی معلوم یا نا معلوم  وجود دارد. پاسخ این سوال را بهتر است با توجهی به عمل‌کرد و وظیفه این دو شخصیت به‌عنوان رهبران یک جنبش دریابیم.

کاربرد آقایان موسوی و کروبی به‌عنوان رهبری جنبش مردمی ایران چیست؟

آیا چانه‌زنی بر سر این‌که در این لحظه‌ رهبران جنبش در چه مکانی حضور دارند یک نیرنگ از سمت  حاکمیت نیست تا مانع تمرکز اعضا‌ جنبش و تجمع انرژی آن‌ها در جهت اهداف جنبش شود

اگر بخواهیم به صورت خلاصه وظایف رهبر یا رهبران یک جنبش سیاسی اجتماعی را بیان کنیم باید به دو موضوع اساسی اشاره کنیم. یکی رهبری خردورزانه است و دیگری رهبری پیشاهنگی. در بخش اول وظیفه رهبر، تحلیل وقایع موجود در درون و بیرون جنبش و ارایه پیشنهادات و راه‌کارها در جهت نیل به مقاصد از پیش تعیین‌شده جنبش است. کاری که موسوی و کروبی طی دو سال گذشته با اعلام موضع خود در قبال مسایل مختلف سیاسی اجتماعی و ارایه گاه‌به‌گاه بیانیه‌ها و مصاحبه‌های مختلف تا حد زیادی انجام داده‌اند. اگرچه محدودیت‌های موجود برای این افراد تا حدی و در بعضی مواقع مانع این موضوع شده‌است. محدودیت‌هایی که در حال حاضر امکان ادامه این بخش را به‌صورت مستقیم به صفر کاهش داده‌است. بخش دوم از وظیفه رهبر جنبش را رهبری پیشاهنگی نام نهاده‌ایم که به معنای حضور مستقیم رهبر در راس و پیشاهنگ فراخوان‌های حضور سیاسی اجتماعی اعضاء جنبش است. متاسفانه جز چند مورد خاص در ابتدای شکل‌گیری جنبش، رهبران آن موفق به انجام این بخش از وظیفه خود نشده‌اند و در حال حاضر نیز امکان انجام وظیفه در هر شرایطی چه حبس و چه حصر از آنان سلب شده‌است.

حال با علم به این جای‌گاه، آیا واقعن فرقی میان حصر و بازداشت خانگی و یا انتقال به مکانی معلوم یا نامعلوم به نام  زندان یا هرجای دیگر وجود دارد؟

آیا چانه‌زنی بر سر این‌که در این لحظه‌ رهبران جنبش در چه مکانی حضور دارند یک نیرنگ از سمت  حاکمیت نیست تا مانع تمرکز اعضا‌ جنبش و تجمع انرژی آن‌ها در جهت اهداف جنبش شود؟  به‌راستی برنامه جنبش درصورت حذف آقایان موسوی و کروبی (به‌هرشکلی) چه باید باشد؟ آیا غیر از این‌ است که در حال حاضر حضور فیزیکی و مستقیم موسوی و کروبی برای رهبری جنبش سبز به هر دلیل منتفی است؟ حال به علت حصر خانگی یا انتقال به مکانی نامعلوم و یا زندان؟ در هر حال واکنش یکیست. بیایید به‌جای تمرکز بر روی رهبران جنبش، بر روی اهداف جنبش تمرکز کنیم، اگرچه در حال حاضر  یکی از خواسته‌های اصلی مبارزین، آزادی بی‌چند و چون دو تن از رهبران آن است. یادمان باشد موسوی و کروبی قبل از رخ‌دادن اتفاق، آن را پیش‌بینی کرده‌ و برای خود نمایندگانی را برگزیده‌اند. نمایندگانی که با هوش‌مندی فراوان انتخاب شده‌اند و از حرف‌هایشان پیداست که آشنایی و قرابتشان با موسوی و کروبی بسیار طولانیست و همین‌طور آمادگی آن‌ها برای بیان دیدگاه‌های رهبران نشان می‌دهد که مدت طولانیست که خود را برای این موقعیت سخت آماده کرده‌اند. اگر واقع‌بین باشیم، امروز شرایط رهبری جنبش برای مبارزین خارج از کشور مهیاتر است و شاید این نکته را موسوی و کروبی ماه‌هاست می‌دانند.

Advertisements