این روزها که خبر تظاهرات خیابانی مردم در بسیاری از کشور های منطقه در صدر خبر های جهان قرار دارد بسیار پیش آمده که از خود بپرسیم چگونه است که مردم تونس تنها با دو هفته تداوم در ابراز خواست های خود به موفقیت رسیدند و توانستند دیکتاتور زین العابدین بن علی را مجبور به پذیرش در خواست هایشان نمایند؟ چگونه است که مردم مصر تنها با یک هفته تظاهرات خیابانی و با ایجاد تجمعاتی که شاید بزرگترین آنها تنها موفق به ایجاد یک تجمع صد هزار نفری شد توانسته اند حاکمیت کشور خود را مجبور به پذیرش شکست کنند. چرا مردم اردن پس از یک یا چند اعتراض کوچک پادشاه را مجبور به پذیرش خواست هاشان کرده اند؟
این ماجرا در مورد کشور های دیگری از جمله بحرین و یمن هم قابل بازگویی است.
این سوالها را پرسیدیم تا به اینجا برسیم که از خود بپرسیم چرا و چگونه است که حدود 2 سال از گرد همایی 3 میلیون نفری معترضان حاکمیت  در خیابان های تهران می گذرد اما ما هنوز نتوانسته ایم حاکمیت را به قبول وپذیرش خواستهامان وادار کنیم؟
در واقع برای بیان دلایل این موضوع میتوان سطور زیادی نوشت و دلایل متعددی را بر شمرد.در این مقاله به چند مورد که به نظر نگارنده تفاوت میان حاکمیت ایران و سایر کشور های نام برده شده به ویژه مصر است اشاره میکنیم.
در میان کشور های مورد اشاره شاید کشوری که بیش از همه از لحاظ جمعیت و نوع گرد همایی مردم به کشور ما شباهت دارد مصر است.
در حقیقت به علت شیوه دریافت اخبار که در مورد مصر لحظه به لحظه و کامل است راحت تر میتوان اطلاعات مربوط به این انقلاب را با خیزش سال گذشته تهران مقایسه کرد.
در اینجا به چند مورد در رابطه با انقلاب اخیر مصر اشاره میکنم.
1-خیزش مردم مصر به صورت هم زمان و در تعداد زیادی از شهر های این کشور صورت گرفته است.
2-نوک پیکان این خیزش شخص اول مملکت است وتمامی معترضین خواستار برکناری وی می باشند.
3-در میان مخالفین حکومت بخش عمده ای از قضات دیوان های قضایی مصر حضور دارند.
به عبارت دیگر قاضی ها در این کشور دست نشانده دولت یا حکومت نیستند که اگر بودند در صف مخالفین قرار نمی گرفتند.
4-تنها پس از یک هفته از شروع در گیریها نیرو های نظامی بی طرفی خود را در میانه این در گیری اعلام کردند و گفتند که به روی مردم در خیابانها آتش نخواهند گشود.
که این خود نشان از استقلال این نهاد ها از شخص اول مملکت دارد.
حال اگر بخواهیم شرایط معادلی برای 4 مورد طرح شده در کشور خودمان بیابیم به سادگی متوجه بخشی از تفاوت های خیزش مردم مصر و ایران میشویم.
شاید بهتر باشد به جای ابراز تعجب از اینکه چرا آنها موفق بودند و ما نه و اینکه بیاندیشیم شانس با ما یار نبوده تلاش کنیم تا در موقعیت های بعدی به دست آمده با رفع ایراد های دفعه قبل به آنچه مد نظر جنبش مردمی کشورمان است برسیم.
فراموش نکنیم پلیس ارتش سپاه قضات قوه قضاییه کار کنان وزارتخانه ها و… همگی بخشی از مردم ایرانند
بخشی از همان بدنه ای که باید به خیابان بیاید و حق خود را طلب کند.یا اگر به خیابان نیامد همراهی خود را با جنبش مردمی کشورش به طریقی اعلام کند.همانگونه که مردم مصر با اعتصاب عمومی و حاضر نشدن در محل کارشان دست به این اقدام زدند.باید بپذیریم که اصلاحات اساسی زمانی رخ می دهد که بتوانیم دید گاه خود و اطرافیانمان را نسبت به حقوقمان روشن کنیم.اگر مردم ایران به حقوق واقعی خود آگاهی کامل پیدا کنند دیگر نه ارتش و سپاه مزدور نه آدمکشان حرفه ای نه آخوند درباری و نه اسلحه و مهمات جلودارش نخواهد بود.در غیر این صورت یک تظاهرات 30 میلیون نفری هم راه به جایی نخواهد برد.
 

 مازیار مهدوی فر

Advertisements